حالت

From ویکی زروان
Jump to: navigation, search
حالت (Phase) ساختارى است كه قواعد تقارنى خاصى در گستره‏ ى آن مصداق داشته باشند.

کتاب سیستمهای پیچیده (ص:197-198-199)


هر زيرسيستم، بر مبناى شباهتى كه شبكه‌‏اى از عناصر ساختارى و روابط كاركردى را با هم متحد مى‌كند، شكل مى‌‏گيرد. نوعى تقارن در ميان اجزاى هر زيرسيستم برقرار است، كه همبستگى آنها را به هم ممكن مى‏‌كند. اين تقارن، به ويژه در ساختار به خوبى مشاهده‏‌پذير است، و حالت يا فاز ناميده مى‌‏شود.

حالت، ساختارى است كه قواعد تقارنى خاصى در گستره‏‌ى آن مصداق داشته باشند.

حالت مفهومى است كه در تمام سيستم‏ها قابل تعريف است. يك ليوان آبِ نيمه پر، اگر با درپوشى شيشه‏‌اى بسته شود، سيستمى است با دو حالت. مجموعه‏‌اى از مولکول‌هاى H2O كه با قواعد چسبندگى مولكولى به هم وصلند، و حالت مايع را از خود نشان مى‌‏دهند، و بخشى با حالت گاز كه مجموعه‌‏اى از مولکول‌هاى اكسيژن و نيتروژن را در بر مى‏‌گيرد كه با مولكول‌هاى پراكنده‏‌ى بخار آب در حالت تعادل به سر مى‏‌برند.

براى سيستم ‏هاى پيچيده‌‏تر هم مى‏‌توان مثال‌هایى پيچيده‏‌تر عنوان كرد. بدنِ همه‌‏ى ما، از آميخته‏‌اى از سلول‏هاى زنده و مرده تشكيل يافته است. بخش‌هایى از بدن ما - مثلاً پوستمان- بيشتر در حالت مرده، و بخش‌هایى ديگر -مثلاً مغزمان- در حالت زنده قرار دارند. قواعدى متفاوت بر هر يك از اين حالت‌ها حاكم است كه به طور متقارن در تمام بخش‌هاى آن مشاهده مى‏‌گردد. ممكن است سيستمى بيش از دو حالت داشته باشد. مثلاً كره‏‌ى زمين سيستمى است كه سه زيرسيستم با حالت‌هاى جامد، مايع و گاز در آن وجود دارند. هريك از آنها قواعد مخصوص به خود را دارند كه به طور فراگير در تمام بخش‌هایشان ديده مى‏‌شود. فاز مايعِ آب، چه در اقيانوس باشد و چه در ليوان، قواعد فیزیکی-شیمیايى مشابهى را از خود نشان مى‌‏دهد. زيرسيستم‏‌هاى يك مجموعه را مى‏‌توان بر مبناى حالتشان هم رده‏‌بندى كرد. مثلاً مى‌‏توان فرض كرد كه بدن يك جاندار از دو حالتِ مايع (خون و لنف) و جامد (استخوان و عضله)، يا زنده و مرده تشكيل شده باشد. مى‏‌توان سيستم جامعه را هم به دو حالتِ زنده (آدمها، گياهان و جانوران اهلى) و مرده (ساختمانها، اشيا و...) تجزيه كرد.