زيرسيستم

From ویکی زروان
Jump to: navigation, search

زيرسيستم (Subsystem) سيستمى است كه محيطش سيستمى ديگر باشد و براى انجام فرآيندى خاص تخصص/تمايز ی‏افته باشد.

کتاب سیستمهای پیچیده (ص: 194-195-196)



تخصص و تمايزيابى همواره در كنار هم ديده مى‏‌شوند. تخصص بدون تمايز و تمايز بدون تخصص ممكن نيست. اين دو در واقع روند‌هایى يگانه هستند كه ما براى ساده شدنِ كار تحليلشان آنها را به اين ترتيب از هم تفكيك كرده‏‌ايم. اين تفكيك هم مانند تمايز عنصر از رابطه و كاركرد از ساختار برايمان كارآمد است، چرا كه مى‏‌توانيم روند تغيير شكل بافت‌هاى بدن جنين (تمايز جنينى) را مستقل از جريان مهارت‏يابى‏‌هاى عضلانى و شكل‏‌گيرى كاركردهاى جديدش (روانشناسى رشد) بررسى كنيم.

با اين وجود نگريستن به محصول اتحاد اين دو نيز ارزشمند است. اين محصول، همان است كه در قالب فرآيند نیز با آن برخورد داریم.

واحدهاى مرزبندى شده‌‏ى ساختارى/كاركردى، كه معمولاً جايگاه فرآيندى خاص هم هستند، زيرسيستم ناميده مى‏‌شوند. زيرسيستم ، سيستمى است كه محيطش سيستمى ديگر باشد و براى انجام فرآيندى خاص تخصص/تمايز يافته باشد.

مى‏‌توان در هر سيستم دو نوع ارزشِ از اطلاعات -ساختارى و كاركردى- را تشخيص داد. نخستين گامِ تمايز و تخصص‌‏يابىِ سيستم‌‏ها، تفكيك اين دو بخش از يك ديگر است.

يكى از نخستين كسانى كه به اهميت اين تمايز به شكلى سيستمى نگاه كرد، ريچارد داوكينز بود. او در كتاب مشهورش "ژنِ خودخواه" به اين موضوع اشاره مى‌‏كند كه تكثير و توليد مثلِ ساختارى، به ظاهر از پيچيده‏‌تر شدنِ كاركردى تمايز يافته‏‌اند و دو جايگاه متفاوت -ژن‌ها و دستگاه عصبى- هدايتشان را بر عهده گرفته‏‌اند. در سال 1984 میلادی دانشمندى به نام الدريج، با الهام از بحث‌هاى داوکینر، مدلى از سيستم‏‌هاى زنده‌‏ى تكاملى ارائه كرد كه بر مبناى آن جانداران در كلى‌‏ترين حالت از دو زيرسيستمِ متمايزِ همانندساز و اندركنشگر تشكيل يافته‏‌اند. اين تقسيم‌‏بندى از ديد مدل ما هم سودمند است و بنابراين آن را براى تفكيك كاركردهاى اصلىِ سيستم‏هاى پيچيده‏‌ى خودارجاع به كار مى‌‏گيريم.

الف) همانندساز، زيرسيستمى است كه براى فرآيندِ توليد مثل تخصص يافته است و بقاى گونه‌‏ى سيستم را در دراز مدت تضمين مى‏‌كند. در جانداران، حافظه‏‌ى اين سيستم از جنس مواد نوكلئوتيدى است و تنها براى جفتگيرى، هماورى و تقسيم تخصص يافته. هاگِ باكتري‌ها، سلول‏‌هاى زاياى جانوران ساده‏‌اى مثل كيسه‏‌تنان و اسفنج‌ها، اندام‌هاى تناسلى جانوران و گلِ گياهان نمونه‏‌هايى از اين زيرسيستم‏‌ها هستند. در سيستم‏هاى غيرجاندار، مى‏‌توان به نهادهاى تكثير فرهنگ (آموزش و پرورش) و بدن (زايشگاه) در جوامع اشاره كرد.

ب) اندركنشگر، زيرسيستمى است كه براى فرآيندِ سازگارى با تنش و چيرگى بر فشار محيط تخصص يافته است. هدف از اندركنشگر آن است كه تنش‌هاى لحظه‌‏اىِ وارد آمده بر سيستم را دفع كند و بقاى خودِ سيستم را در زمانى كوتاه حفظ كند. در جانوران حافظه‏‌ى اين بخش از جنس شبكه‏‌هاى عصبى است و براى انجام تمام كنش‌هاى زيستى -به جز توليد مثل- كارآمد است. تمام پيكره‏‌ى سيستم‏‌ها به جز بخشِ همانندساز را مى‌‏توان اندركنشگر دانست. نهادى اجتماعى مانند ارتش و اندام‌هایى مانند چشم و قلب نمونه‏‌هایى از اندركنشگرها هستند.

سيستم‏‌ها گذشته از اين دو زيرسيستم اصلى، واحدهاى ديگرى هم دارند. هر اندركنشگرِ جاندار، از مجموعه‏‌اى از اندام‌ها و بافت‌ها و ياخته‏‌ها تشكيل يافته است و هر همانندساز اجتماعى از شمار زيادى ساختمان و آدم و متن و سازمان برخاسته است. بنابراين شمار و تنوع عينىِ زيرسيستم‏‌ها بسيار بيش از آن است كه در اين رده‏‌بندى ساده ديديم.

پس زيرسيستم، سيستمى است كه محيطش سيستمى ديگر باشد و براى انجام فرآيندى خاص تخصص/تمايز يافته باشد. سيستم‌‏هاى پيچيده دو نوع زيرسيستم اصلى دارند: همانندساز و اندركنشگر.