نماد

From ویکی زروان
Jump to: navigation, search


نماد (Symbol) برچسبى كه رده‏‌اى از فرآيندهاى مربوط به بازنمايى پديده‏‌ى خاصى را مشخص مى‏‌كند و هنگام پردازش اطلاعات به عنوان رمزِ خلاصه شده، جايگزين آن مى‏‌شود.



رمزهايى كه براى پديده‏‌هاى مرزبندى شده ابداع كرده‏‌ايم هم به اندازه‏‌ى خود همان پديده‏‌ها قراردادى و نسبى هستند. در محيطِ پيرامون ما گربه، ميخ، هويج و آدم وجود ندارند، اينها طبقه‏‌هايى مفهومى و كدهايى قراردادى هستند كه براى منظم كردن انبوه پديدارهاى دور و برمان اختراع كرده‏‌ايم. هريك از اينها، نشانه‌‏اى هستند كه دسته‌‏اى از كاركردها و عناصر، و رده‏‌اى از فرآيندهاى منتهى به بازنمايى‏‌شان را نمايندگى مى‌‏كنند، و به همين دليل هم به تدريج جايگزين چيزى مى‏‌شوند كه اين بازنمايى به آن ارجاع مى‏‌كرده است. اين برچسب‌هاى واحدهاى گوناگون بازنمايى شده، نماد يا نشانه نام دارند.

نماد علامتى در درون سيستم است كه براى ساده كردنِ كار پردازش اطلاعات، به بخش‌هایى تكرار شونده از بازنمايى متصل مى‏‌شود. نماد، واحد عام و كارآمدى است كه فهميدنِ محيطِ بيرونى و زمينه‌‏ى درونى را براى سيستم اقتصادى مى‌‏سازد.

تمام واژگان، علایم، نشانه‌ها، و کلماتی که در زبانهای گوناگون ادا می‌‌شوند، نمادهایی برای اشاره به چیزها یا رخدادهایی هستند که در محیط یا درون ذهن آدمیان تجربه می‌شوند. در سطحی روان‌شناختی، عواطف و هیجاناتی که مردمان حس می‌کنند و آنچه که به شکل عقلانی و مستدل می‌فهمند، در واقع بازتاب‌ها و کنش و واکنش‌هایی است که به شکل نمادین در قبالِ رخدادها و روندهایی پیوسته و فراگیر انجام می‌پذیرند. کلمه‌ی زاده شدنِ فرزند همان‌قدر نمادین است، که خودِ حسِ شادمانی از تولد فرزند در یک خانواده. جالب آن که حتی آن فرزند و روند تولد نیز در واقع پاره‌هایی تنیده و در هم بافته با هستی هستند که توسط ذهنِ شناسنده از آن کنده می‌شوند. بنابراین کودکِ نورسیده، در آن هنگام که پیش چشمان‌مان قرار دارد و نگاهش می‌کنیم، در واقع تصویری و بازنمایی‌ای عصبی است که نمادی از یک جزءِ خاص از هستیِ یکپارچه و درهم بافته‌ی بیرونی محسوب می‌شود.