رده بندى بر مبناى دستور: تفاوت بین نسخه‌ها

از ویکی زروان
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۱۴: سطر ۱۴:
  
 
'''منشهاى سودمند'''؛  
 
'''منشهاى سودمند'''؛  
آنهايى هستند كه اندوخته ي معنايی، مقدار لذت، ميزان قدرت اجتماعی و بخت بقاى حامل را افزايش مى دهند. با توجه به وابسته بودن سپهر منشها بر بسترِ زيستشناختىِ آدميان، بخش عمده ى منشها از اين دسته اند. چون منشهاى كاهنده ى عمر حامل، شمار
+
 
مغزهاى بالقوه اى را كم مى كنند كه، در واقع، زمينه ى تكثير خودشان هستند. اين منشها در شرايط عادى در جريان انتخاب طبيعى از بين میروند و جاى خود را به منشهاى سودمندى می دهند كه نوعى بازىِ [[برنده- برنده]] را با حامل هايشان در پيش مى گيرند.
+
 
 +
[[منشهاى اخلاقى]]؛
 +
اين دسته از منشها هم معموالً سودمند هستند.
 +
مشهورترين مثال در اين ميان، منشِ جهانگيري است كه كشتنِ خويشاوند
 +
يا همقبيلهاي را امري غيراخالقی قلمداد میكند. به اين شكل، عالوه بر باال
 +
رفتنِ بختِ بقاى افراد همدودمان، امكان تكثير منشهاى مشترک در افراد
 +
همسايه و خويشاوند نيز افزايش مىيابد.
 +
منشهاى زيانبار؛ اما در برابر منشهاي يادشده، منشهايى هستند كه
 +
قدرت/ لذت/ معنا و احتمال بقاى كنشگر انسانىِ حاملشان را كاهش
 +
دهند. اين منشها هنگامى ايجاد مىشوند كه راهبردهاى تكثير
 +
همانندسازهاى فرهنگى )منشها( و زيستى )بدنها( با هم تداخل و تعارض
 +
پيدا كند. در اين شرايط دو حالت میتواند رخ دهد. نخست آن كه،
 +
همانندسازهاى انسانى به يارى منشهايى سركوبگر، تكثير منشهايى خاص
 +
را محدود كنند. اين پديده را سانسور مىناميم و به زودى بيشتر به آن
 +
خواهيم پرداخت. ديگرى آن است كه منشها بخت بقاى كنشگران انسانى
 +
را محدود كنند، و در اين حالت زيانبار خوانده مىشوند.
 +
منشهاى زيانبار مىتوانند دو شكل داشته باشند. اگر ساختارى ساده
 +
داشته باشند و بدون بيشتر كردن قدرت تكثير خود تنها در راستاى حذف
 +
حامالنشان عمل كنند عمرى بسيار كوتاه پيدا مىكنند. چنين منشهايى
 +
به صورت رفتارهايى موضعى و محدود، و معموالً خودويرانگر، در سطح

نسخهٔ ‏۲۱ مهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۹:۳۳

الف) گرانيگاه معنايی:


ب) نوع رفتار توليدشده:

منشهاى خودآگاه
منشهاى ناخودآگاه
تفاوت منشهای ناخودآگاه با منشواره ها

پ) كاركرد تکاملى:

منشهاى سودمند؛


منشهاى اخلاقى؛ اين دسته از منشها هم معموالً سودمند هستند. مشهورترين مثال در اين ميان، منشِ جهانگيري است كه كشتنِ خويشاوند يا همقبيلهاي را امري غيراخالقی قلمداد میكند. به اين شكل، عالوه بر باال رفتنِ بختِ بقاى افراد همدودمان، امكان تكثير منشهاى مشترک در افراد همسايه و خويشاوند نيز افزايش مىيابد. منشهاى زيانبار؛ اما در برابر منشهاي يادشده، منشهايى هستند كه قدرت/ لذت/ معنا و احتمال بقاى كنشگر انسانىِ حاملشان را كاهش دهند. اين منشها هنگامى ايجاد مىشوند كه راهبردهاى تكثير همانندسازهاى فرهنگى )منشها( و زيستى )بدنها( با هم تداخل و تعارض پيدا كند. در اين شرايط دو حالت میتواند رخ دهد. نخست آن كه، همانندسازهاى انسانى به يارى منشهايى سركوبگر، تكثير منشهايى خاص را محدود كنند. اين پديده را سانسور مىناميم و به زودى بيشتر به آن خواهيم پرداخت. ديگرى آن است كه منشها بخت بقاى كنشگران انسانى را محدود كنند، و در اين حالت زيانبار خوانده مىشوند. منشهاى زيانبار مىتوانند دو شكل داشته باشند. اگر ساختارى ساده داشته باشند و بدون بيشتر كردن قدرت تكثير خود تنها در راستاى حذف حامالنشان عمل كنند عمرى بسيار كوتاه پيدا مىكنند. چنين منشهايى به صورت رفتارهايى موضعى و محدود، و معموالً خودويرانگر، در سطح