عقلانیت چگونه شکل میگیرد؟: تفاوت بین نسخه‌ها

از ویکی زروان
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه را خالی کرد)
 
(۱۴ ویرایش میانی توسط یک کاربر نشان داده نشده‌است)
سطر ۱: سطر ۱:
[[عقلانیت ؛ رمز بقای گونه بشر]]
 
  
[[عقلانیت و حل معمای جبر انتخاب]]
 
 
[[پرسش از دلیل انتخاب؛ سرچشمه عقلانیت]]
 
 
[[عقلانیت به مثابه شالوده تفکر]]
 
 
[[استقلال عقل از زبان]]
 
 
[[آیا رفتار آدمیان منطقی است؟]]
 
 
[[تفکیک قوانین طبیعی از منطق زبانی]]
 
 
[[تمایز زبان از عقل]]
 
 
[[مسخ عقلانیت، بهای خرید اعتماد]]
 
 
 
 
حذف تدریجی اندیشیدن بدون زبان
 
پس از کمی تمرین که در سالهای نخست کودکی تکمیل میشود، الگوهای اندیشیدنِ بدونِ زبان از یاد میرود و زبان انحصارِ تولید و مدیریتِ اندیشه را بر عهده میگیرد. این امر، به [[تحویل‌گرایی|تحویل شدنِ]] عقلانیتِ طبیعی به عقلانیت زبانی شده منتهی میشود و بنابراین کل زندگی فکریِ ما را به فضای محدودی منحصر میکند که تنها از نظر کنش ارتباطی اهمیت دارد و در اصل برای اندرکنش با دیگری طراحی شده بود.
 
 
اینچنین است که تابوها و مهارهایی که در جریان اندرکنش با دیگران ابداع کرده بودیم و در متن زبان متبلورش نموده بودیم، تا بنیادهای اندیشه مان نفوذ میکند. اینگونه است که برخی از افکار و اندیشه ها را به دلیل غیرمجاز، ناشایست، احمقانه، یا بی ادبانه بودن، غیرقابل تصور می یابیم و بایدها و نبایدهای قراردادشده در جریان ارتباط با دیگری را درونی میسازیم.
 
 
با این شیوه است که نظامِ اجتماعیِ حاکم بر ارتباط من و دیگری، در بنیادی ترین سطوح زایش معنا نفوذ می کند و دامنه ی شکوفایی اندیشه و انتخاب های شخصی مان را تا سطح آنچه برای ارتباط با دیگری بی خطر است، کاهش می دهد.
 
 
از خودبیگانگیِ اندیشه تا خودبیگانگیِ من
 
این مسخ شدگیِ اندیشه تا بدانجا ادامه می یابد که افکار خود را در شرایطی که زبانی نشده باشند، نمی فهمیم و تنها از مجرای ارتباط با دیگریِ خودساخته مان، بر عقاید خویش آگاه میشویم. این از خودبیگانگیِ اندیشه، به سادگی در از خودبیگانگیِ من نمود مییابد. من نه تنها اندیشیدن برای خود را از یاد می برد و عادت میکند تا برای دیگران بیندیشد؛ که بودن برای خویشتن را نیز از یاد میبرد و خویشتن را طوری بازنمایی می کند و می شناسد، که گویی انگاره ای از یک دیگریِ بیرونی است. من برای توصیف خویش از همان برچسب های زبانشناختی و صفاتی که برای توصیف دیگری ـ و دیگری برای توصیفِ من ـ ابداع کرده، بهره می برد و در آیینه ی برداشت دیگری از من، خود را تفسیر میکند. به این شکل قالبی زبانی و دستورمند که در اصل برای ارتباط با دیگری تکامل یافته بود، بر همهی سطوح
 

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۵ مهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۲:۵۹