آیا تفکر سخن گفتنِ خاموش با خود است؟: تفاوت بین نسخه‌ها

از ویکی زروان
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «ویگوتسکی ر آن هنگام که سرگرمِ پژوهش در مورد سازوکارِ روانشناختی تفکر بود، سا...» ایجاد کرد)
 
 
سطر ۱: سطر ۱:
ویگوتسکی ر آن هنگام که سرگرمِ پژوهش در مورد سازوکارِ روانشناختی تفکر بود، سازمان یافتگیِ آن را باساخته ای زبانی همانند می دید و این جمله ی مشهور را نوشت که: '''[[تفکر]]، سخن گفتنِ خاموش با خویشتن است.''' از آن پس، این جمله را بسیار تکرار کرده اند و در حوزه های گوناگون فراوان در پیِ شواهدی در راستای تقویت اش بوده اند. دستاوردهایی درخشان از این کندوکاوها حاصل شده است و داده هایی انبوه و پرشمار فراهم آمده است، که زبانمند بودن ساز و کارهای عقلانی را تأیید می کند.
+
ویگوتسکی در آن هنگام که سرگرمِ پژوهش در مورد سازوکارِ روانشناختی تفکر بود، سازمان یافتگیِ آن را باساخته ای زبانی همانند می دید و این جمله ی مشهور را نوشت که: '''[[تفکر]]، سخن گفتنِ خاموش با خویشتن است.''' از آن پس، این جمله را بسیار تکرار کرده اند و در حوزه های گوناگون فراوان در پیِ شواهدی در راستای تقویت اش بوده اند. دستاوردهایی درخشان از این کندوکاوها حاصل شده است و داده هایی انبوه و پرشمار فراهم آمده است، که زبانمند بودن ساز و کارهای عقلانی را تأیید می کند.
  
 +
<br />
  
تاریخِ اندیشه و علم، انباشته از داوری هایی همانگویانه است و کشفیاتی که بیشتر از وابستگی به رخدادهای جهان خارج، در انتظار و پیشفرض های مشاهده گران ریشه داشته است. بر این باورم که اسطوره ی زبانی بودنِ [[عقلانیت]] نیز مثالی از این مجموعه باشد. به بیان دیگر، گمان میکنم تفکر سخن گفتنِ خاموش با خود نباشد.
+
تاریخِ اندیشه و علم، انباشته از داوری هایی همانگویانه است و کشفیاتی که بیشتر از وابستگی به [[رخداد]]های جهان خارج، در انتظار و پیشفرض های مشاهده گران ریشه داشته است. بر این باورم که اسطوره ی زبانی بودنِ [[عقلانیت]] نیز مثالی از این مجموعه باشد. به بیان دیگر، '''گمان میکنم تفکر سخن گفتنِ خاموش با خود نباشد.'''

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۴ ژوئیهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۱:۲۱

ویگوتسکی در آن هنگام که سرگرمِ پژوهش در مورد سازوکارِ روانشناختی تفکر بود، سازمان یافتگیِ آن را باساخته ای زبانی همانند می دید و این جمله ی مشهور را نوشت که: تفکر، سخن گفتنِ خاموش با خویشتن است. از آن پس، این جمله را بسیار تکرار کرده اند و در حوزه های گوناگون فراوان در پیِ شواهدی در راستای تقویت اش بوده اند. دستاوردهایی درخشان از این کندوکاوها حاصل شده است و داده هایی انبوه و پرشمار فراهم آمده است، که زبانمند بودن ساز و کارهای عقلانی را تأیید می کند.


تاریخِ اندیشه و علم، انباشته از داوری هایی همانگویانه است و کشفیاتی که بیشتر از وابستگی به رخدادهای جهان خارج، در انتظار و پیشفرض های مشاهده گران ریشه داشته است. بر این باورم که اسطوره ی زبانی بودنِ عقلانیت نیز مثالی از این مجموعه باشد. به بیان دیگر، گمان میکنم تفکر سخن گفتنِ خاموش با خود نباشد.