سطح جامعه شناختى

از ویکی زروان
پرش به: ناوبری، جستجو

روند اجتماعى شدن

هنجار شدن
هنجار شدگی و جبرگرايى فرهنگى


ب( تخصص يافتن زيرمجموعهاى از منشها براى تسهيل تبادل ساير منشها را هم به خوبى مىتوان در تمام جوامع ديد. در سطح جامعهشناختى، همواره خوشهاي از نهادها وجود دارند كه براي انتقال منشها تخصص يافتهاند. در جوامع ساده و كوچکِ گردآورنده و شكارچى، شمنها و پيرانِ قبيله به همراه والدين، به ويژه مادران، اين امر را به انجام مىرسانند. با پيچيدهتر شدن ساختِ جامعه، نقش نهادهاى آموزشى به تدريج برجستهتر مىشود و كم كم با نقش محورى خانواده وارد رقابت مىشود. در جوامع مدرن، تخصصيافتگی چشمگير نهادهاى ناقل منش به جايى رسيده است كه در برخى موارد در پيوند با قدرت سياسى مدعى تماميت شده و نهادهاى غيرقابل كنترل انتقال منش، به ويژه خانواده، را سركوب كرده است. نظام آموزشى چين و شوروىِ كمونيستى، و جد بزرگ و تخيلیشان، جمهور افالطونى، نمونهاى ملموس و آشنا از اين روند هستند. در جوامع كنونىِ ما، نهادهاى آموزشی و پرورشی، به همراه كالسها، آموزشگاهها، هنرستانها، و رسانههاى عمومى نهادهايى هستند كه به طور تخصصيافته وظيفهى اجتماعى كردن اعضاى جامعه را در سطوح گوناگون به انجام مىرسانند. نكتهى مهم در جوامع مدرن آن است كه با تكثير شدن نقشهاى اجتماعى در يک فرد و تخصصيافتگىشان، حوزههاى كاركردى متفاوتِ متصل به يک انسان از هم تفكيک شدهاند. بنابراين در خُردهجوامعِ پديدآمده، كه هريک فضاي كاركردىِ خاص خود را دارند، زيرساختهاى تخصصيافتهى كوچکترى براى تداوم عمل اجتماعى كردن لزوم يافتهاند. تنوع شگرف نهادهاي آموزشى و تربيتى در جوامع مدرن پيامدى از اين فرآيند هستند. حتى كار به جايى رسيده است كه بسيارى از كارخانهها و سازمانها براى كارگران و كارمندانشان دورههاى آموزشى ويژه تدارک