پیدایش مفهوم فرشته
[در هات نخست یسنه] اهورامزدا، «آن مقدسترین» ستوده شده، و بعد اسم شش امشاسپند آمده است: بهمن (vanghave.mananghe)، اردیبهشت (ashâi.vahishtâi)، شهریور (xshathrâi.vairyâi)، سپندارمذ (speñtayâi.ârmatêe)، خرداد (haurvatbya) و امرداد (ameretatbya). آنگاه به سه نام بر میخوریم: گوشتَشَن (gêush tashne)، گوشورون (enuru gêush urune) و آذر (âthre).[۱]
این فهرست جا افتاده و مشهور از اهورامزدا و شش فرشتهی بلندمرتبهاش، تقریبا به همین شکل در گاهانِ زرتشت وجود دارد. با این تفاوت که شمار آن فرشتههای مهم شش تا نیست و بخش مهمی از ایشان بیشتر به نیروهایی در نفس روان یا اهورامزدا شباهت دارند تا موجودی انسانواره و تشخص یافته. با این وجود، ابداع مفهوم خدای یکتا خواه ناخواه به عزل سایر ایزدان و نیروهای قدسی منتهی میشود و ایشان به جای آن که مانند نظامهای دینی باستانی به خدایانی فروپایه تبدیل شوند، در کل از قلمرو آفرینندگی بیرون رانده شده و تنها همچون دستیاران و کارگزارانِ آن ایزدِ یکتای قدرقدرت اعتباری اندک مییابند.
این همان شرایطی است که به ظهور مفهوم فرشته منتهی میشود. از این روست که متن گاهان را با کمی بحث و جدل، و متن هفت هات را بیتردید میتوان نخستین متنی دانست که در آن به فرشتگان اشاره شده و مدلی از فرشتهشناسی در آن پیشنهاد شده است. پیش از زرتشت اصولاً مفهوم فرشته معنا نداشت، چون یکتاپرستی افراطی زرتشت هنوز پدیدار نشده بود و بنابراین سایر موجودات مقدس برای خود اعتبار و هویتی مستقل داشتند، و صرف از نظر از فروپایه یا والامرتبه بودنشان، وابسته و فرستادهي (فرشتهي) یک مرجع غایی هستیشناختی نبودند. مفهوم فرشته در بنیاد نتیجهی منطقی یکتاپرستی است. فرشتگان در مقام واسطههایی میان ایزدِ یکتای دوردست و آدمیان، تنها در این بستر معنایی مجال حضور مییابند. در ادیان باستانی چندخدایی انواع ایزدان ریز و درشت داریم، اما فرشتهای (یعنی آفریدهای با سرشت میانهی ایزدان و آدمیان) در کار نیست.
برای نخستین بار در هفت هات است که به نام امشاسپندان بر میخوریم، و در این متن است که این ترکیبِ خاص از شش فرشتهی بلندمرتبه برای بار نخست نامی و لقبی برای خود پیدا میکنند. به زودی در این مورد بحث خواهیم کرد که این شش فرشته در واقع اشکالی بازسازی شده و زرتشتی شده از ایزدان باستانی آریایی هستند که برای گنجانده شدن در زمینهای یکتاپرستانه دستخوش بازتعریفی ژرف گشتهاند. این بازتعریف، ابتدا توسط خودِ زرتشت آغاز شد و قاعدتا توسط شاگردانش به صورتی درآمد که در هفت هات دیده میشود. از نظر تاریخی هم یسنهی هفت هات در زمانی نزدیک به گاهان سروده شده است. هرچند ریزهکاریهای زبانیاش تفاوت¬هایی دارد و گویی در میان سخنگویانی از زبان اوستایی تدوین شده باشد که گویشی و لهجهای متفاوت با زرتشت داشتهاند.
- ↑ یسنه، هات 1، بند 1-2