|
|
| سطر ۶: |
سطر ۶: |
| | ====[[فرگشت انسان]]==== | | ====[[فرگشت انسان]]==== |
| | ====[[تسخیر عصبی]]==== | | ====[[تسخیر عصبی]]==== |
| − | :برخی از اندیشه هایی که در این نوشتار بدانها خواهم پرداخت به بیست و پنج سال پیش مربوط میشوند. برای نخستین بار در سال ۱۳۷۳ بود که مقاله ای درباره ی پیوند میان '''انگل''' و '''میزبان''' نوشتم و محور سخنم آن بود که گونه ی انگل و میزبان سیستمی در هم تنیده و یکپارچه را تشکیل می دهند و بنابراین ا[[نتخاب طبیعی]] بر شبکهشان عمل میکند، و نه بر تکگونه ها. ایرادی که در همان
| |
| − | زمان به نظرم می رسید آن بود که چون همه ی میزبانان چند انگل و بسیاری از انگلها چند میزبان دارند، در عمل کل زیستکره در شبکه ای درهم پیچیده از روابط انگلی-میزبانی فرو میرود و بنابراین فرو کاستن این بافت به روابط دو به دوی یک انگل و میزبان خاص گره ای از فهم ساز و کارهای تکاملی اش نمی گشاید.
| |
| − |
| |
| − | :طی سالهای گذشته این بحث همواره در گوشهای از ذهنم بوده و هر از چندی که حوصله ای دست میداد روشهایی گوناگون را برای محک زدن آن ایدهی اولیه به کار میگرفتم و در پی عملیاتی کردن راهبردی تحلیلی بودم که بتواند لایه ای تازه از ساز و کارهای تکاملی و قوانین حاکم بر آن را بر فراز قواعد مرسوم و جا افتادهی تکامل تدریجی نوداروینی 1 یا الگوی تعادل نقطه ای ۲ پیشنهاد کند.
| |
| − |
| |
| − | :حدود پانزده سال پیش بود که یافته های تازهای درباره ی پیامدهای عصبی-هورمونی ابتلا به انگل به دست آمد و همان وقت در فکر بودم که احتماال گره خوردن مدارهای پردازشی انگل و میزبان است که کلید فهم ساز و کارهای مورد نظرم است. بعدتر وقتی که درباره ی [[حشرات اجتماعی]] و [[مورچه]] ها پژوهش میکردم به مورد شگفت انگیز سوسکهای آتامِلِس برخوردم که به نظرم پیچیده ترین نمونه در این سیاهه است و عام بودن [[اعتیاد]] به مواد مخدر را در جوامع جانوری نشان میدهد. از همان حدود توجهی در این زمینه در جامعه ی علمی نمود یافت که نتیجه اش نوشته شدن 3 کتابهایی خواندنی مثل «انگلزدگی و رفتار میزبان» ویراسته ی بارنارد و بِنکِه بود و «دستکاری 4 میزبان توسط انگلها» که ریچارد داوکینز بر آن مقدمه نوشته،چرا که یکی از پژوهشهای محکم و 5 خوبی است که ایدهی فنوتیپ گسترده ی
| |
| − | او را تبیین میکند.
| |
| − | :همچنین روشهای مشاهده و ثبت آزمایشگاهی در این مدت توسعه ی چشمگیری یافته که 6 یکی از پیامدهایش عکسهای تکان دهنده ایست که آناندا وارما از انگلهای حشرات گرفته است. علاقه ی او به این موضوع جنبه ی زیباییشناسانه هم دارد، چون آنچه ثبت کرده از این زاویه نیز دیدنی است و تکان دهنده. به همین خاطر و چون دریغم میآمد عکسهای زیبایش را مخاطبان ایرانی نبینند، اغلب گونه هایی که او عکاسی کرده را در این نوشتار گنجانده ام.
| |
| − |
| |
| − | :پرسش مرکزی که طی این دو و نیم دهه همچون قطبنمایی مطالعات جسته و گریخته ی من در این زمینه را هدایت کرده، آن است که تکامل پیوند انگل و میزبان را در چارچوبی سیستمی چطور میتوان تحلیل کرد؟
| |
| − | :و این که آیا این اتصالها لایه ای تازه از قواعد تکاملی را به سیستمهای زنده می افزاید، یا این که تنها پدیدهای جالب توجه و موضعی است که در زمینهی رقابت هنجارین گونه ها بروز میکند؟
| |
| − |
| |
| − | :برای پاسخگویی به این پرسش باید بر پدیداری تمرکز کنیم که به نسبت تازه شناسایی شده و طی سالهای اخیر پژوهش هایی بسیار روشنگر درباره اش انجام پذیرفته است. این پدیده را «'''[[تسخیر عصبی]]'''» مینامم و چنین تعریف اش میکنم:
| |
| − | :هرگاه انگلی بخشی از مسیرهای پردازش عصبی-هورمونی میزبان را در اختیار بگیرد و الگوی رفتاری وی را به شکلی سامان یافته برای افزودن بر [[بخت بقا]]ی خود دستکاری کند، تسخیر عصبی نمود یافته است.
| |
| − |
| |
| − | :مهمترین رابطهی [[برنده/ بازنده]] در مسیر [[تکامل]]، ارتباط انگل و میزبان است. حتا ارتباط شکار و شکارچی هم –که در سطح فرد برنده/ بازنده است- اگر در سطح گونه نگریسته شود به الگویی [[برنده/ برنده]] تغییر شکل میدهد. چرا که شکارچی اغلب پیرترین و بیمارترین شکارها را از پای در می آورد و به این ترتیب در مقام کارگزار ا[[نتخاب طبیعی]] نوعی هرس کردن جمعیتی را به انجام
| |
| − | میرساند. این ارتباط دوسویه است و به همان ترتیب هم گریختن شکار از شکارچی و مقابله اش با وی شکارچیان پیر و بیمار را با قحطی نابود می کند.
| |
| − |
| |
| − | :اما رابطه ی انگل- میزبان هم در سطح فرد و هم در لایه ی گونه ها برنده/ بازنده است. آنچه در این رابطه مرسوم است اتصال میان سیستم گوارشی انگل با میزبان است. یعنی انگل [[لوله ی گوارش]] خود را به شکلی با منابع خوراکی بدن میزبان چفت و بست می کند و از آن تغذیه میکند. اشکالی دیگر از رابطه ی انگلی را هم داریم که با قصد امنیت یا جابه جایی انجام می پذیرد و انگل از بدن
| |
| − | میزبان همچون ابزار ترابری یا سپر محافظتی بهره می جوید. به این ترتیب اتصال بدن انگل و بدن میزبان معمولا در سطح گوشتینه و چفت و بسطی مادی – و به ندرت انرژیایی- صورت میگیرد.
| |
| − |
| |
| − | :با این همه در مواردی استثنایی می بینیم که انگل در مدارهای [[پردازش اطلاعات]] میزبان هم مداخله می کند و با دستکاری عصبی-هورمونی میزبان الگوی رفتار وی را تغییر میدهد. این شکل غیرعادی و پیچیده از روابط انگل و میزبان موضوع بحث ماست و در اینجا برای آن که ماهیت آن شفاف شود مثال های مهم و کلیدی اش را مرور می کنم.
| |
| | | | |
| | ==== مقالات ==== | | ==== مقالات ==== |