رده بندى بر مبناى دستور: تفاوت بین نسخه‌ها

از ویکی زروان
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۲۲: سطر ۲۲:
  
  
[[منشهاى خنثا]]، منشهايى هستند كه بر سرعت تكثير بدنهاي  
+
[[منشهاى خنثا]]
حاملشان اثر معنىدارى ندارند. اين منشها تنها در پيوند با بخشهاي  
+
منشهايى هستند كه بر سرعت تكثير بدنهاي حاملشان اثر معنى دارى ندارند. اين منشها تنها در پيوند با بخشهاي مستقل از بقايِ لذت/ قدرت/ معنا تكثير مى شوند و ممكن است بخت بقاى حامالنشان را كم يا زياد كنند. اين منشها با محور بقا ارتباطى ساختارى ندارند و وابسته به شرايط محيطى ارتباطی افزاينده يا كاهنده با آن برقرار می كنند و به صورت منشهايى سودمند يا زيانبار جلوه می نمايند. مدهاى زودگذرِ لباس جوانان، آداب معاشرت، تعارفات زبانى، بخش عمده ي جوکها و ترانه ها و شايعه ها و رمان هاى بى سر و تهى كه ناگهان خواندنشان باب مى شود، نمونه هايى از اين منشها هستند.
مستقل از بقايِ لذت/ قدرت/ معنا تكثير مىشوند و ممكن است بخت بقاى  
+
 
حامالنشان را كم يا زياد كنند. اين منشها با محور بقا ارتباطى ساختارى  
+
 
ندارند و وابسته به شرايط محيطى ارتباطی افزاينده يا كاهنده با آن برقرار  
+
در تمام سيستمهاى تكاملى، الگوهايى مشابه با سه نوع منشِ يادشده را مى توان يافت. به ويژه در ميان همانندسازهاى زيستى، پيچيدگى چندان چشمگير است كه گاه به كشمكشی درون ژنومى می انجامد. اين همان است كه براي نخستين بار توسط داوكينز با نام '''ژن خودخواه''' معرفی شد و تمايل برخی از ژنها براي تكثير شدن به هر قيمت - حتی به بهاي نابودي بدنِ حاملشان - را ممكن دانست. اين تعارض هاى درونى در ميان منشها با آن شكلِ بغرنج و در هم تنيده ى زيستى اش ديده نمی شود. يعنی در سپهر فرهنگی با الگوهايی بسيار ساده تر از نظام زيستی سر و كار داريم.
میكنند و به صورت منشهايى سودمند يا زيانبار جلوه مینمايند. مدهاى
+
 
زودگذرِ لباس جوانان، آداب معاشرت، تعارفات زبانى، بخش عمدهي جوکها  
+
[[همانندسازهای سه گانه ژنوم]]
و ترانهها و شايعهها و رمانهاى بى سر و تهى كه ناگهان خواندنشان باب  
+
 
مىشود، نمونههايى از اين منشها هستند.
+
 
در تمام سيستمهاى تكاملى، الگوهايى مشابه با سه نوع منشِ يادشده را  
+
 
مىتوان يافت. به ويژه در ميان همانندسازهاى زيستى، پيچيدگى چندان  
+
3 .رده بندى بر مبناى ساخت معنايى
چشمگير است كه گاه به كشمكشی درونژنومى میانجامد. اين همان است  
+
الف( سادگى: منشها را مىتوان بر حسب پيچيده يا ساده بودنشان
كه براي نخستين بار توسط داوكينز با نام ژن خودخواه معرفی شد و تمايل  
+
ردهبندى كرد.
برخی از ژنها براي تكثير شدن به هر قيمت - حتی به بهاي نابودي  
+
شاخصهاى اصلى كه مىتوانند براى ردهبندى منشها مورد استفاده
بدنِحاملشان - را ممكن دانست. اين تعارضهاى درونى در ميان منشه
+
قرار گيرند عبارتند از: تعداد نمادهاى الزم براى رمزگذارى واحدهاى معنايىِ
 +
منشها، كه در نظامهاي زبانى مىتواند همتاى واژگان فرض شود. و در
 +
مرتبهي بعدي، تراكم روابط درونى ميان اين عناصر و شيوهى ارجاع
 +
تركيبشان به معنا

نسخهٔ ‏۲۱ مهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۲۰:۰۰

الف) گرانيگاه معنايی:


ب) نوع رفتار توليدشده:

منشهاى خودآگاه
منشهاى ناخودآگاه
تفاوت منشهای ناخودآگاه با منشواره ها

پ) كاركرد تکاملى

منشهاى سودمند


منشهاى اخلاقى


منشهاى زيانبار


منشهاى خنثا منشهايى هستند كه بر سرعت تكثير بدنهاي حاملشان اثر معنى دارى ندارند. اين منشها تنها در پيوند با بخشهاي مستقل از بقايِ لذت/ قدرت/ معنا تكثير مى شوند و ممكن است بخت بقاى حامالنشان را كم يا زياد كنند. اين منشها با محور بقا ارتباطى ساختارى ندارند و وابسته به شرايط محيطى ارتباطی افزاينده يا كاهنده با آن برقرار می كنند و به صورت منشهايى سودمند يا زيانبار جلوه می نمايند. مدهاى زودگذرِ لباس جوانان، آداب معاشرت، تعارفات زبانى، بخش عمده ي جوکها و ترانه ها و شايعه ها و رمان هاى بى سر و تهى كه ناگهان خواندنشان باب مى شود، نمونه هايى از اين منشها هستند.


در تمام سيستمهاى تكاملى، الگوهايى مشابه با سه نوع منشِ يادشده را مى توان يافت. به ويژه در ميان همانندسازهاى زيستى، پيچيدگى چندان چشمگير است كه گاه به كشمكشی درون ژنومى می انجامد. اين همان است كه براي نخستين بار توسط داوكينز با نام ژن خودخواه معرفی شد و تمايل برخی از ژنها براي تكثير شدن به هر قيمت - حتی به بهاي نابودي بدنِ حاملشان - را ممكن دانست. اين تعارض هاى درونى در ميان منشها با آن شكلِ بغرنج و در هم تنيده ى زيستى اش ديده نمی شود. يعنی در سپهر فرهنگی با الگوهايی بسيار ساده تر از نظام زيستی سر و كار داريم.

همانندسازهای سه گانه ژنوم


3 .رده بندى بر مبناى ساخت معنايى الف( سادگى: منشها را مىتوان بر حسب پيچيده يا ساده بودنشان ردهبندى كرد. شاخصهاى اصلى كه مىتوانند براى ردهبندى منشها مورد استفاده قرار گيرند عبارتند از: تعداد نمادهاى الزم براى رمزگذارى واحدهاى معنايىِ منشها، كه در نظامهاي زبانى مىتواند همتاى واژگان فرض شود. و در مرتبهي بعدي، تراكم روابط درونى ميان اين عناصر و شيوهى ارجاع تركيبشان به معنا