|
|
| (۲۴ ویرایش میانی توسط یک کاربر نشان داده نشدهاست) |
| سطر ۱۶: |
سطر ۱۶: |
| | | | |
| | [[سیستم پاداش، معیار درونی ارزشگذاری]] | | [[سیستم پاداش، معیار درونی ارزشگذاری]] |
| | + | * [[در هم تنیدگی عناصر فرهنگی و لذت]] |
| | + | * [[تکامل؛ حاصل تعادل ظریف بین حالت دقیق و نا دقیق همانند سازی]] |
| | | | |
| | | | |
| − | [[در هم تنیدگی عناصر فرهنگی و لذت]] | + | [[چند مثال از پویایی سیستمهای تکاملی]] |
| − | چنان كه گذشت، سطوح مشاهداتى [[فراز]] از نظر كاركردى درهم تنيده اند و اين انسجام درونى را به خوبى مى توان در ارتباط ميان عناصر فرهنگى و سيستم پاداش بازيافت. شواهد فراوانى در مورد پيوند ميان عناصر فرهنگى و لذت وجود دارد. آزمايش مشهور گلدشتين در مورد اثر موسيقى بر افزايش اندورفين مغزو نقش جوک و فيلم هاى كمدى در سرخوشى بديهى مى نمايند.اما آنچه شايسته ى بررسى بيشتر است، نقش محورى سيستم پاداش در گزينش طبيعىِ عناصر فرهنگى است. اين موضوعى است كه به زودى بار ديگر به آن باز خواهيم گشت.
| + | |
| − | در اينجا تنها گوشزد كردن اين نكته لازم است كه دو سطح از همانندسازها در بدن يک انسان قابل تعريف هستند:
| + | |
| | | | |
| − | سيستم ژنومى در سطح زيستى و سيستم عناصر فرهنگى. | + | # [[شباهت هاى رفتارىِ عنصر فرهنگى با سيستم زنده]] |
| | + | # [[ويروس هاى رايانه اي]] |
| | + | # [[پریونها]] |
| | + | # [[ميمون هاى ماكاک]] |
| | + | <br /> |
| | | | |
| − | اين دو لايه پيوند نزديكى با هم دارند و از قواعد مشابه و درهم پيوست هاي براى همانندسازى بهره مى برند.
| + | [[جهش و انتخاب طبیعی؛ شرط لازم سیستم تکاملی]] |
| − | اگر تمام شش ويژگى يادشده را با هم جمع ببنديم، مى بينيم كه عنصر فرهنگى سيستمى تكاملى است. هر سيستمى كه توانايى همانندسازى داشته باشد، جهش پيدا كند، و نظامى از انتخاب طبيعى بر آن عمل كند، عناصر تكامل خواهد يافت و به تدريج بر پيچيدگى خود خواهد افزود فرهنگى هر سه شرط يادشده را بر آورده مى كنند، پس شايسته است به عنوان سيستمى تكاملى مورد وارسى قرار گيرند.
| + | |
| | | | |
| − | [[تکامل؛ حاصل تعادل ظریف بین حالت دقیق و نا دقیق همانند سازی]]
| |
| | | | |
| | + | [[تعریف عنصر فرهنگی (منش)]]<br /> |
| | | | |
| | + | [[منش]] |
| | | | |
| − | 4 .سيستمهاى تكاملى مىتوانند در ساختارهاى مادى گوناگون نمود يابند
| + | [[منش به مثابه یک سیستم اطلاعاتی]] |
| − | و در مقياسهاى زمانى متفاوتى تداوم يابند. در جهان آشناى ما،
| + | |
| − | سيستمهاى بيوشيميايىِ مبتنى بر آب و كربن برجستهترين نمودهاى
| + | [[منش الگويى از فعاليت شبكه ى عصبى است]] |
| − | تكامل هستند. واحدهاى اطالعاتىِ برسازندهى اين سيستمها ژن ناميده
| + | |
| − | میشوند. روندهاى زيستى در واقع پويايى مولكولهايی هستند كه نظم و
| + | : [[دو برداشت متفاوت از منش]] |
| − | روابط بين خود را در چارچوب اندوختهي اطالعاتیِ اين ژنها تنظيم
| + | |
| − | میكنند.
| + | [[رمزگذاری منش در نظام های معنایی-نشانگانی]] |
| − | میتوان الگوى مشابهى از پويايی پيچيدگى را تشخيص داد كه در سطح
| + | |
| − | فرهنگی و با تكيه بر مغز- ذهنِ آدميان كار میكند. اگر چنين كنيم ايده،
| + | [[انتقال منش ها از مجاری ارتباطی]] |
| − | انديشه و هر چيز ديگرى كه با عباراتى شبيه به اين در زندگى روزانهى ما
| + | |
| − | توصيف مىشود، همچون همانندسازى تكامليابنده نگريسته و تحليلپذير
| + | [[منش؛ عامل تغيير رفتار در فرد حامل]] |
| − | خواهند شد.
| + | |
| − | براى آن كه بر شباهت ميان پويايى سيستمهاى تكاملىِ وابسته به
| + | |
| − | سطوح گوناگونِ پيچيدگى بيشتر تأكيد كنيم، رفتار چند نمونه از اين
| + | چند نکته در مورد منشها<br /> |
| − | سيستمها را با هم مقايسه مىكنيم:
| + | |
| − | نخست: شباهتهاى رفتارىِ يک عنصر فرهنگى )مثالً يک جوک( با يک
| + | * [[منش مختص انسان نیست]] |
| − | : 119 سيستم زندهى ساده )مثالً يک ويروس( چشمگير است
| + | * [[منشواره در مقابل منش]] |
| − | الف( ويروس هم مانند جوک تنها يک الگوى اطالعاتى است كه در
| + | * [[آیا منشها واقعیت دارند؟]] |
| − | چارچوب مادى- انرژيايی خاصى )مولكولهاى اسيد نوكلئيک يا واجهاى
| + | |
| − | زبانى( صورتبندي شده است. به عبارت ديگر، در هر دو سيستم چيرگى
| + | [[فرهنگ چیست؟]] |
| − | اطالعات سيستم را بر ماده و انرژى و تعيين شدن پويايى سيستم توسط
| + | |
| − | الگوى قرارگيرى عناصر را به خوبى شاهد هستيم.
| + | |